محمد تقي جعفري
11
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 1997 ) ) گرد اين بام و كبوتر خانه من چون كبوتر پر ز مك مستانه من ( ( 1998 ) ) جبرئيل عشقم و سد رهام تويى من سقيمم عيسى مريم تويى ( ( 1999 ) ) جوش ده آن بحر گوهر بار را خوش بپرس امروز اين بيمار را ( ( 2000 ) ) چون تو آنِ او شدى بحر آن توست گر چه اين دم نوبت بحران توست ( ( 2001 ) ) اين خود آن باله است كاو كرد آشكار زان چه پنهان است يارب زينهار ( ( 2002 ) ) دو دهان داريم گويا همچو نى يك دهان پنهانست در لبهاى وى ( ( 2003 ) ) يك دهان نالان شده سوى شما هاى و هويى درفكنده در سما ( ( 2004 ) ) ليك داند هر كه او را منظر است كه فغان اين سرى هم زان سر است ( ( 2005 ) ) دمدمهء اين ناى از دمهاى اوست هاى و هوى روح از هيهاى اوست ( ( 2006 ) ) گر نبودى با لبش نى را سمر نى جهان را پر نكردى از شكر ( ( 2007 ) ) با كه خفتى وز چه پهلو خاستى ؟ كاين چنين پر جوش چون درياستى ( ( 2008 ) ) يا ابيت عند ربى خواندى در دل درياى آتش راندى ( ( 2009 ) ) نعرهء يا نار كونى باردا عصمت جان تو گشت اى مقتدا ( ( 2010 ) ) اى ضياء الحق حسام دين و دل كى توان اندود خورشيدى به گل ( ( 2011 ) ) قصد كردستند اين گل پاره ها كه بپوشانند خورشيد تو را ( ( 2012 ) ) در دل كُه لعلها دلال توست باغها از خنده مالامال توست ( ( 2013 ) ) محرم مرديت را كو رستمى ؟ تا ز صد خرمن يكى جو گفتمى ( ( 2014 ) ) چون بخواهم كز سِرت آهى كنم چون على سر را فرو چاهى كنم ( ( 2015 ) ) چون كه اخوان را دل كينه ور است يوسفم را قعر چاه اوليتر است ( ( 2016 ) ) مست گشتم خويش بر غوغا زنم چَه چه باشد خيمه بر صحرا زنم ( ( 2017 ) ) بر كف من نه شراب آتشين و آن كه آن كرّ و فر مستانه بين ( ( 2018 ) ) منتظر گو باش بىگنج آن فقير زان كه ما غرقيم حالى در عصير ( ( 2019 ) ) از خدا خواهاى فقير اين دم پناه از من غرقه شده يارى مخواه ( ( 2020 ) ) كه مرا پرواى آن استاد نيست از خود و از ريش خويشم ياد نيست